صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
ع.ا.نويد
آرشیو وبلاگ
۱۳۸٧/۱٠/٢۱
۱۳۸٦/٦/۳
۱۳۸٤/٢/٢٤
۱۳۸٤/٢/٢٤
۱۳۸٤/۱/٢٧
۱۳۸۳/۱٢/۱٥
۱۳۸۳/۱۱/۱٠
۱۳۸۳/۱٠/٢٦
۱۳۸۳/۱٠/٥
۱۳۸۳/۱٠/۱٢
لینک دوستان
وبلاگ فارسی
وبلاگ هاي فارسي
قالب وبلاگ
لینک امروز
دوستیابی سالم
اخبار فناوری اطلاعات
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
یک فنجان چای دیشلمه
شاید بیش از ٢ سال است که با شما نبودهام.بهانه ها و عذر های متعددی هم وجود داشته که برخی موجه اند و برخی دیگر نه. اما اینها دلیل خوبی برای دوری از شما نیستند.حالا ٢ باره آمده ام تا با هم آشتی کنیم یک فنجان چای دیشلمه باهم صرف کنیم و گاهی با هم حرفی یا حرفهایی از دنیای شعر بزنیم.از بی وفاییها،از بی توجهی ها، از ریاست های نابجای و بزرگتری کردن نا حق... دکان ساختن از شعر...و کسی نیست بگوید ای بابا دست از سر شعر بردارید و آنرا به اهلش بسپارید.
بالاخره به این بهانه سعی می کنم ٢ باره هر از گاهی سری به شما بزنم و چیزی بنویسم.زیرا از شما فاصله گرفته ام و از دنیایتان بی خبرم و شاید باید بگویم کم خبرم.ضمن اینکه حالا به این نتیجه رسیده ام که همه دنیای من نباید شعر باشد.می شود در مورد خیلی چیزها با شما درد و دل کرد... در مورد روزگار نوشت و از بچه ها گفت که دارند بزرگ می شوند. از دوستان ...صفت که دارند (ببخشید ٢ باره دارم شروع می کنم) نه... از سیاست... از دین ... از تاریخ و ... حرف زد و البته بیشتر باید از شما یاد بگیرم. پس تا بعد. دعا کنید و انرژی بدهید تا ادامه بدهم. و حالا بفرمایید چایتان سرد نشود!
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٧ - ع.ا.نويد
آسمان ادب ايران بي " شفق" شد
خبر به پهناي آسمان، بزرگ بود و سنگين.
آسمان ادب ايران به راستي تاريك و بي"شفق" شد. او كه بيش از نيم قرن در پهنهي ادب اين سرزمين درخشيده بود، امروز شاعران و معاشران شعر را به سوگ خود نشاند. استاد محمد حسين بهجتي " شفق"، بحق از سرآمدان شعر انقلاب بود و بيانيههاي سياسي و مبارزاتي وي در قالب شعر و شعار، زبانزد همگان است.
شفق، آفتابي بود و نوراني و چون خورشيد، محور منظومهي ادب بود. سالهاي نه چندان دور كه از بيماري، فراغت بيشتر داشت شمع بزم عارفان و عاشقان و معاشران شعر بود. او بيش از هر كس به جوانان شاعر باور ميداد تا در اين راه گامهاي بلند و با استقامت بردارند. حضور ايشان در شهر كوچكي چون اردكان، اين سرزمين را يكي از خاستگاههاي شعر معاصر كرده بود و چه بزرگاني كه به خاطر " شفق" به اين ديار سفرها داشتند و از اينرو، شعر و ادب اردكان و يزد، بسيار رونق داشت.
شفق در غزل آئيني و شعر پايداري از سرآمدان بود و غزلهاي عرفانياش پنجه در پنجه عرفاي بزرگ ميزد. اگرچه او را ابن يمين معاصر نيز ميناميدند كه در قطعه يد طولايي داشت.
لطف سخن، خوي خوش و ملاحت طبع، از ويژگيهاي مردي بود كه مسئوليت خطيرش به عنوان امام جمعه اردكان و بلنداي درجهيعلمياش، هرگز او را از دوستدارانش جدا نميكرد و مي شد كه هرگاه دلتنگ اويي به زيارتش بشتابي و از بيكران زلال انديشه و مهربانياش، جامي برگيري.
با عروج اين عالم رباني و عارف نامي و شاعر جاوداني، به راستي " شعر يزد" كه ادب ايران يتيم شد و چيزي در نميگذرد كه اين معنا فاش گردد. روحش به حق پيوسته و يادش گرامي باد.
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٦ - ع.ا.نويد
رباعی
گفتی که دچار اشتباهت نکنم
يا مثل هميشه- زابراهت نکنم
گفتی: چکنم که دل ز من برداری
باشد: کاری کن که نگاهت نکنم
پيام هاي ديگران () PermaLink سهشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤ - ع.ا.نويد
بسی رنج بردم در اين سال سی
عجم زنده کردم بدين پارسی
روز شکوه آفرين خداوندگار زبان شيرين فارسی - فردوسی بزرگـ - گرامی باد!
اين روزها در يزد و همزمان با روز حکيم توس... اتفاق های بزرگی برای اولين بار رخ داده است.
بزرگداشت و تجليل از اديب فرزانه و استادچيره دست ادب و فرهنگ ايران زمين و پژوهنده نامدار شاهنامه - جناب دکتر محمد علی اسلامی ندوشن- اگر چه نه با اين نام و تنها تحت عنوان ديدار دوستانه - ولی بسيار مسرت انگيز و متنوع برگزار شد.
اسلامی ندوشن که به قول خودش از کلمه تجليل و بزرگداشت به دليل دستمالی شدن بيش از حد و کاربرد همه گونه آن- چه از نوع سياسی و غير سياسی- در اين سالها شديدا متنفر و دل آزرده است تنها با پيش شرط ديدار دوستانه با دانشگاهيان و علاقمندان آثارش به يزد - شهر ديروز خود - آمده بود و الحق و الانصاف برگزار کنندگان- نشستهای خوبی تدارک ديده بودند.
حضور اندشمندان و اديبان ديگر- همچون دکتر کزازی- رستگار فسايی- ياحقی- دهقانی - جهانبخش- نوريان و آیدينلو و نيز دکتر دادبه اردکانی و کاميار عابدی و تنی چند از اساتيد دانشگاه های کشور رونقی دوچندان به اين مراسم داده بود.
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی يزد و علی غياثی -مديرکل اين دستگاه - و همروستايی اسلامی ندوشن - در اين راستا تلاشهای وافری از خود نشان دادند. و همچنين برخی از چهره های ادبی يزد همچون حسين مسرت و دکتر جلالی پندری و ...
عدم حضور مسئولين سياسی استان و صداو سيما در اين همايشواره ۳ روزه جای بسی سئوال داشت. اين در حالی است که آقايان به اصطلاح مدعی فرهنگ در مجالسی بسيار کم ارزش - حضوری درخشان دارند!
پيام هاي ديگران () PermaLink دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٤ - ع.ا.نويد
اگر دير آمدم معذور بودم
اسر قبض و بسط روح بودم...
گذشته از اين شوخي – آنهم با استفاده از بيت دوست شاعرم" فريد اصفهاني" كه هر كجا هست خدايا به سلامت دارش – واقعا گرفتاري اين روزها ، از جنس گرفتاري هاي آخرالزماني است!- حالا يكي پيدا بشه به ما بگه مگه تو آخرالزمان را ديدي ؟ بدبخت!!!-
خلاصه، اي آقا! آسمون و ريسمون و ... كه نرسيديم. حالا كه چي ؟!
ولي واقعا سعي ميكنم از اين به بعد بچه خوبي باشم – قول مي دم!
اينهم دو تا رباعي نقد !
منتظر ترانه غزلك باشيد!
يغما
از زمزمه غريب لالايي باد
در جان درخت، شهوت خواب افتاد
خوابيد آرام و غافل از آنكه خزان
رختانش را به باد يغما مي داد
كفن دزد
هر چند كه دل بُرد ز من، دزد نبود
يا چون متشاعران، سخن دزد نبود!!!
دل بُرد و گرانبهاترين ها را برد
ياري كه چنان شما كفن دزد نبود
منتظر ترانه غزلك باشيد!
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٤ - ع.ا.نويد
بپذير عذر پريشاني ما را اي دوست!
سلام . حق با شماست. هرچه بگوييد با جان و دل مي پذيرم.اگرچه حرفهايي زده بودم، اما قرار نبود اين اندازه به طول بكشد. دليل اينهمه تاخير، اولا: شركت در مراسم نخستين جايزه ادبي محتشم در كاشان بود كه اگر روزي فرصت شد حال و روزمان را در اين شهر تاريخي برايتان خواهم نوشت. همين اندازه بدانيد كه دوستان شاعرم جناب احمد رضا قديريان، سركار خانم عظيمي نيا و معصومه سلماني نژاد از ابركوه و خانم فرزانه سعادتمند واين حقير از يزد حضور داشتيم.
و اما ثانيا: فرارسيدن ماه محرم- ماه عزا و شهادت - مجال سر زدن به رايانه را از من گرفته بود، بخصوص اينكه با افتخار مديحه سرايي و به قول امروزي ها ستايشگري اهل بيت عصمت و طهارت، روزهاي دهه اول را در نايين و كاشان به نوحه خواني و مداحي مشغول بودم.
و دست آخر : خرابي رايانه، آخرين بهانه و يا غذر موجه من براي سر نزدن به وبلاگ باغ الماس بود. بهر تقدير از همه دوستان و مراجعان محترم و محترمه عذر خواهي مي شود.
انشاءالله به زودي با يك غزل جديد در خدمت خواهم بود.
پيام هاي ديگران () PermaLink دوشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۳ - ع.ا.نويد
تا نظر ندين
همينه که هست
ميخواين بخواين
نمی خواين
چشمم کور به روز ميشم
اگرچه بعضی از دوستان با آداب و القاب و تعارفهای رايج و نا رايج! به بنده لطف دارند و پيام ميدهند. اما غرض، استفاده از نقد و نظر اهالی شعر و ادب در مورد اشعار است که انشالله بهتر شوند.
پس لطفا دريغ نفرماييد!
باشما بودم!!!
پيام هاي ديگران () PermaLink شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸۳ - ع.ا.نويد
عيد سعيد غدير بر علويان تهنيت باد
اين ترانه؛ همه ارادت من به مولاي متقيان است که اميدوارم از من بپذيرند
شب شد و باز مرغ دلم هواي آب و دونه کرد
واسه پريدن دوباره اسم تو رو بهونه کرد
باز تو دلم جوونه زد ياد قشنگت مثل گل
سکوت ذهنم هوس يه شعر عاشقونه کرد
**
تو که اهالي بهشت پيش پاهات گل ميکارن
راههاي آسمون برات از اينجا آشناترن
توئي کليد باغ نور، اسمت تکلم خداست
فرشتهها دور و برت واسه شفاعت ميپرن
**
مثل هميشه چي ميشه بازم بزرگتري کني
راهو بهم نشون بدي، چشامو خيبري کني
اميدم اينه آقاجون حتي تو روز واپسين
باز منو بالا بکشي يه کار حيدري کني
**
حالا که خوب فکر ميکنم شعرام يهکم عجيب شدن
براي گفتن از شما واژهها بيشکيب شدن
اسم قشنگت پيچيده تو کوچه باغ دفترم
واسه همينه کاغذام لبريز بوي سيب شدن
پيام هاي ديگران () PermaLink سهشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸۳ - ع.ا.نويد
فتح
.... و آخر فتح خواهم كرد الوند دو چشمت را
و يك شب باز خواهم خورد سوگند دو چشمت را
خدا را ! كاش پيري آسماني رهنما مي شد
كه بر من رهنمون سازد سمرقند دو چشمت را
"من و ياران به هم سازيم" اگر بيهوده خواهد بود
و مي دانم نخواهم يافت مانند دو چشمت را
نگارا ! جان ناقابل فرو مي ريزم آن صبحي
كه پلكي بگذرانم طرح لبخند دو چشمت را
" اگر غم لشكر انگيزد"، وگر... نه خوب مي دانم
من آخر فتح خواهم كرد الوند دو چشمت را
خيانت
دوباره چون هميشه، شعر تازه اي كه گفته بود خواند و رفت
و بغض خيس را ميان گريه، روي شانه ام تكاند و رفت
هزار ابر گريه داشت غرش مهيبِ تندرش ... ولی
از آسمان ابری دو ديده اش فقط نمی فشاند و رفت
اگر كه راه داشت چون هميشه بی خیال قصه مي شدم
اگر نديده بودم آنچه را كه مخفيانه بين آندو رفت
و من شكستم آن هزار و چندمين گلي كه هديه داده بود
و اين هزار و آخرين .... كه زيركانه در دلم نشاند و رفت
#
دريغ .... اگر چه سالها ز سرگذشت عشق من گذشته است
كه آن ستاره فرصتي در آسمان بختِ من نماند و رفت
پيام هاي ديگران () PermaLink چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۳ - ع.ا.نويد
